خیانت مشروع: سخنی با متأهلین در باب صیغه

 

اخیرا رواج روابط فرازناشویی باعث سست شدن پایه های خانواده ها و سرد شدن روابط و روی آوردن به طلاق قانونی یا جدایی عاطفی شده است. معمولا رابطه خارج از روابط زناشویی به رابطه ای گفته می شود که یک زوج رابطه عاطفی، کلامی یا جنسی ای را با فرد دیگری خارج از قراردادی که با همسرش دارد برقرار کند که این رابطه همراه با پنهانکاری است.

چنین روابطی که از پسند کردن فیس بوک و اینستاگرام تا گفتگوهای مجازی، تلفنی و انواع سطوح روابط حقیقی را در بر می گیرد؛ اگرچه در بعضی مواقع خود پاسخی برای مشکل احتمالی است؛ اما پدیدآوردنده ی مشکلات متعددی است که درمان راحتی نخواهد داشت و منجر به زخم ها و جراحاتی در فرد یا افراد مقابل می شود که اثر و تبعاتش ممکن است تا چندین نسل باقی بماند.

گذشته از علت ها و انگیزه ها و انواع روابط فرازناشویی؛ در میان برخی اقشار جامعه روابطی رواج پیدا کرده است که جنس خود را از قالب روابط خیانت گونه یا خارج از چارچوب؛ به سمت روابط فرازناشویی مشروع میل داده است! تا جایی که مرد از آن به عنوان «حق مسلم و شرعی» خود نام می برد و در برخی موارد چنانچه همسر وی در برابر این دست سخنان یا اقدامات اعتراض خود را نشان دهد؛ او را فردی که به احکام شرعی معترض شده است متهم می سازد.

در این مقاله سعی بر این است که مروری مختصر بر اینگونه روابط شود و در کنار آن با استفاده از ادله ی مستند شرعی پیرامون وجود یا عدم وجود چنین حقی نیز مباحثی عنوان گردد.

رابطه ی فرازناشویی، از حق مسلم تا حق الناس

در زمینه ی روابط فرازناشویی و آسیب های آن صحبت های زیادی شده است. حقیقت این است که ایجاد رابطه ی خارج از تعهد به قدری نزد عقل و فطرت هر موجود زنده ای ناپسند است که ضرورتی برای اثبات و یادآوری یک یک آسیب های درونی و بیرونی آن وجود ندارد و در واقع همچون استفاده از سیگار، اعتیاد به مواد مخدر و روان گردان، مصرف و اعتیاد به الکل و مشروبات و … معمولا زمانی اتفاق می افتد که فرد در روابط زناشویی خود به مشکلی برخورد کرده باشد و به خاطر حرفه ای نبودن در مهارت های گفتگوی متقابل، دادن بازخورد و گفتار و رفتار قاطعانه و استرس زیادی که باعث از بین رفتن قدرت حل مسأله می شود نتواند این مشکل یا مسأله را از مسیر صحیح و سلامت آن به سرانجام برساند. اگرچه در این بین هستند گونه های شخصیتی ای که مثل معتادین به رابطه ی جنسی، دن ژوان ها، افراد مبتلا به برخی اختلالات شخصیتی مستعد خیانت و… حتی بدون انگیزه ی بیرونی قانع کننده، به دلیل برخی زمینه های درونی اقدام به روابط متعدد همزمان می کنند. اما در هر صورت عقل سلیم می تواند با توجه به هنجار جامعه و نوع شخصیتی که با وی وارد رابطه می شود؛ رفتار اخلاقی و انسانی را از غیر آن جدا کند.

اشاره ای که به «هنجار جامعه» و « تیپ شخصیتی» کردم به این دلیل بود که در برخی هنجارهای اجتماعی موجود در کشور خودمان یا در برخی از تیپ های شخصیتی؛ برخی رفتارها نه تنها خیانت یا رفتار ضد انسانی محسوب نمی شود؛ بلکه یک هنجار و شاید هم ارزش به حساب آید و طبیعتا مخاطبین من این اقشار نیستند.

مخاطبین این نوشته کسانی هم نیستند که به هر دلیل و انگیزه ای تن به خیانت می دهند و وارد روابط فرازناشویی می شوند اما درون خود کماکان احساس گناهی زنده دارند یا هر زمان حقیقت برملا و رفتارشان آشکار شد، دست کم غیرقابل قبول ترین رفتارهایشان انکار یا توجیه است و نه حق به جانب، آن هم به نام شرع و دین سخن گفتن و بانوی معترض زخم خورده را ضد دین و شرع قلمداد کردن!

شخصا در میان مراجعینم به زوج های جوانی برخورده ام که با اعمال فشار روانی، همسرشان را وادار به قبول همسر یا همسران صیغه ای خود می کنند تا بتوانند بدون احساس نگرانی یا ترس یا احساس گناه؛ به راحتی به چنین روابطی مبادرت کند و گاهی نیز در کنار ذکر دلیل رواج یافته ی « عمل به حکم دینی و شرعی!»؛ سرپرستی از خانواده یا یک خانم بی سرپرست را نیز اضافه می کند تا مشروعیت عمل خویش را دوچندان جلوه دهد. گاهی نیز بدون ایجاد فشار برای جلب رضایت؛ چنین رفتارهایی را چون حقی مسلم تلقی کرده اند و در سفر و موطن خویش ابایی از ایجاد چنین روابطی ندارند.

چنین عملکردهای نابالغانه و غیر متعهدانه ای ضمن آنکه موجب وارد کردن زخم های غیر قابل جبرانی بر پیکر خانواده(همسر و فرزندان) می شود؛ نام و وجهه ی مذهب شیعه ی جعفری را نیز لکه دار خواهد کرد. از این رو در ادامه سعی کرده ام با ادله و احادیث مستند شیعی نگاهی به آن سوی داستان متعه نیز داشته باشم تا قلب های سالم و عقل های آگاه چنانچه مایلند در مسیر پر رنگ کردن وجهه ی شرعی و تخلق به آداب اسلامی و شیعی مسیرهای متعدد دیگری را برای خود برگزینند و نام و آبروی مذهب خویش را دوچندان کنند.

 

فلسفه ی متعه یا عقد موقت

نگاهی به احادیث متعه و در کنار آن کاوش در سیره ی معصومین نشان می دهد از صیغه یا ازدواج موقت به عنوان راهی موقتی برای رسیدن به آرامش و سکون عاطفی و جنسی در افرادی که دسترسی به همسر دائم ندارند یا به خاطر وجود علت هایی در همسر دائم خود همچون بیماری، نقص، ضعف، در دسترس نبودن یا هرگونه محدودیت مستدل و مقبول عقل استفاده می شود تا مرد مبتلا؛ به علت سرکوبی میل یا غریزه ی خود یا به سبب معاشرت های ناگزیر(در موارد خاص) یا روی آوردن به انواع رابطه های بی چارچوب با زن ها وارد حیطه ی گناه نگردد و در عین حال از آسیب های فراوان چنین روابطی (چنانچه ناچار شد) حتی الامکان محفوظ و مصون بماند.

به نظر می رسد این حکم برای کسانی است که قدرت ازدواج دائمی را ندارند و ممکن است به ارتکاب اعمال منافی عفت دست زنند. شارع برای جلوگیری از فساد این را تجویز فرموده تا به بهانه ی عدم قدرت مالی کسانی خود را آلوده ی گناه نسازند و این یکی از روشن بینی های اسلام است و رواج مطلق و عام چنین حکمی که به عنوان راه چاره صادر شده است و عمل به آن مورد توصیه ی اکید به جهت دوری از زنا قرار گرفته است؛ در میان جوانان در کنار سایر شعائر و احکام؛ کاملا مصادره به مطلوب و بی انصافی است! بخصوص که موجب درک ناصحیح عوام از منطق بحق و اخلاق گرای اسلام و تبلیغی معکوس از مذهب تشیع خواهد شد.

باید در نظر داشت اساس ازدواج برای بقای نسل است نه هرزگی و عشق بازی. در مواردی که مرد دارای زن و فرزند است و زن دائمی در اختیار اوست اگر به زن دائمی خود قناعت نکند ودر پی یافتن متعه باشد او متعه را نشناخته و معلوم نیست شارع مقدس متعه را برای او حلال و مباح دانسته باشد. تنها برای کسانی حلال است که به عنوان ادای وظیفه ی شرعی ازدواج موقت نمایند.

 

ممکن است گفته شود همسر کنونی و دردسترس؛ در بروز و ظهور شیوه های گوناگون عشق ورزی جسمی یا عاطفی ضعیف یا فاقد هنرمندی است یا بهرحال بعد از چند سال زندگی مشترک آن شور و علاقه ی پیشین بین زوج دیده نمی شود و همین دلیل بر روی آوردن به متعه است؛ پاسخ این پرسش یا انگیزه نیز همان پاسخی است که ما به افرادی که وارد روابط فرازناشویی می شوند می دهیم. پاک کردن صورت مسأله با دور انداختن مشکل موجود و پرداختن به یک فرد جدید ؛ به جای ترمیم رابطه ی کنونی؛ تنها انکار مشکل و فرار از حل مشکل و مسئولیت پذیری است و آسیب های اجتماعی و روانی آن غیرقابل جبران خواهد بود.

از پاره ای از اخبار استفاده مى ‏شود که در مکتب اهل بیت عمل به چنین راه چاره ای؛ براى کسى که بى ‏نیاز باشد مکروه است.

دین واقعا چه می گوید؟

عن‏ علىّ بن یقطین‏ قال سألت أبا الحسن موسى علیه السلام عن المتعه فقال وما أنت وذاک فقد أغناک اللَّه عنها قلت إنّما أردت أن أعلمها فقال هى فى کتاب علىّ علیه السلام فقلت نزیدها وتزداد فقال وهل یطیبه إلّاذاک.

علىّ بن یقطین در کافى باب «إنّه یجب ان یکفّ عنها من کان مستغنیا» واجب است آنان که نیازى ندارند از آن اجتناب کنند؛ آمده که گفت: «از موسى بن جعفر علیهما السّلام راجع به متعه پرسیدم، فرمود: تو را با متعه چه کار خداوند که تو را از متعه بى‏ نیاز کرده است، عرض کردم می خواستم حکم را بدانم.

و در خبرى دیگر فتح بن یزید جرجانى گفت: امام هفتم علیه السّلام را از متعه سؤال کردم، فرمود: حلال است براى کسى که خداوند قدرت گرفتن زوجه دائمى را باو نداده است تا با اختیار متعه عفّت و آبروى خود را نگهدارد (و بفساد نیفتد)، آرى اگر زن دائمى داشت و از نزد او غائب بود و دسترسى به او نداشت باز میتواند از متعه استفاده کند.

و در خبر سوّم محمّد بن حسن شمّون گوید:

امام هفتم به برخى از شیعیانش نوشت: «اصرارى بر متعه گرفتن نورزید، و خود را به اشتغال به آن از خانواده و زن و فرزند خود باز ندارید تا سبب آن شود که زنان دائمى شما به کفر گرایند و از حقّ بیزارى جویند، و به آن کس را که به متعه ‏فرمان داد نفرین و ما را لعن کنند»، و بالاخره از مفضّل بن عمر روایت کرده که گفت: «از امام صادق علیه السّلام شنیدم که در باره متعه می فرمود: رها کنید آن را، آیا شخص شرم نمى ‏کند که مردم (منکر متعه) وى را درگیر مسائل جنسى ببینند و آن را بر هم مسلکان او که به متعه معتقدند خورده گیرند؟

با توجه به این اخبار و روایات ثوابی را که برای شخص متعه کننده ذکر شد اطلاق ندارد و همه کس را شامل نمی شود. تنها کسانی را که به جهتی شرعی به آن اقدام کرده اند دربر می گیرد نه هر هوسباز شهوتران را که جز برای ارضای غرائز جنسی نظری دیگر ندارد.

قَالَ الرِّضَا علیه السلام: الْمُتْعَهُ لَا تَحِلُّ إِلَّا لِمَنْ عَرَفَهَا وَ هِیَ حَرَامٌ عَلَى مَنْ جَهِلَهَا. من لایحضره الفقیه، ج‏۳،ص۴۵۹

امام رضا(علیه السلام) فرمود: ازدواج موقت حلال نیست مگر برای کسی که آن را بشناسد(حکمت آن را درک کرده باشد و درست از آن استفاده کند) و اگر جاهل باشد در این باره (یعنی با جهالت رفتار کند) بر او حرام است .

 

«گفتنی است که اسلام دین عدالت است و هرگز راهی برای ستمگری باز نکرده است.کسانی که از طریق قوانین اسلامی به یکدیگر ستم می کنند باید بدانند که مرتکب گناه بزرگی شده و جواز شرعی شامل حالشان نمی شود. متعه مجوزی است برای فرار از گناه نه برای ظلم به خانواده و ایجاد نفرت بین همسران. کسانی که با استفاده از مجوزات شرعی به بندگان خدا ستم می کنند، راجع به خداوند چه فکری می کنند؟ چنین فردی اگر به زن دائمى خود قناعت نکند و در پى یافتن متعه باشد او متعه را نشناخته و معلوم نیست شارع مقدّس، متعه را براى او حلال و مباح دانسته باشد زیرا با این طرز تفکّر همیشه با خانواده اصلى خود با سردى و کم مهرى رفتار نموده و فکرش پیوسته بدنبال هوسبازى است و متعه براى او موجب تزلزل اساس و ریشه خانواده اوست، و اگر پناه بخدا چنین باشد شارع آن را مباح نمى‏داند. و تنها براى کسانى حلال میداند که بعنوان اداى وظیفه شرعى ازدواج موقّت نمایند»

اما مسلم است کسی که به نظر شارع در مورد حلیت متعه اهمیت ندهد و مبادرت به روابط نامشروع داشته باشد قطعا مستوجب آنچه در روایات آمده است خواهد بود و آنچه از عنایات الهی؛ و ثواب های اخروی در این زمینه مطرح است به سوی کسی است که در شرایط معصیت خدا مسیر طاعت خدا را با توجه به راه های مشروع و دستورات الهی اختیار کند.

 

منابع:

نوادر ج ۱ ص ۸۷،

کافی ج ۵ ص ۴۵۲،

رساله المتعه ج ۱ ص ۱۴،

خلاصه الایجاز فی المتعه ج ۱ ص ۵۷،

الوافی ج ۲۱ ص ۳۴۷،

وسائل الشیعه ج ۲۱ ص ۲۲،

بحار الانوار ج ۱۰۰ ص ۳۱۸،

مرآه العقول ج ۲۰ ص ۲۳۲،

مستدرک الوسائل ج ۱۴ ص ۴۵۵،

جامع احادیث شیعه ج ۲۶ ص ۱۰۸٫

من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى، ج‏۵، ص: ۱۲۵٫

نوادر أحمد بن محمّد ۸۷:

هاجر یادگاری

مشاور، درمانگر و مربی توسعه فردی

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*