۸ دلیل که به شما می‌گوید چرا هنوز مجرد هستید (قسمت اول)

چرا مجرد هستید

نقطه نظر این مقاله کلیشه‌ایی صحبت کردن در مورد زنان و مردان مجرد یا قرار دادن آن‌ها در یک چارچوب خاص نیست، بنابراین افراد به خصوص آن‌هایی که بالای ۳۰ سال هستند و به دنبال جوابی برای این معما هستند که “چرا من هنوز مجرد هستم؟” اینجا پاسخ‌هایی خواهند دید که کمتر شنیده‌اند.

چالش‌های درونی که شما را مجرد نگه داشتن چه چیزهایی هستند؟

واضح است که بعضی افراد مجرد هستند چون انتخاب کردن که مجرد باشند. به سادگی می‌شود گفت که آن‌ها علاقه‌ای به بودن در یک رابطه جدی در این لحظه از زندگی خود ندارند. بعضی دیگر به دلیل محیط زندگی‌شان مجرد هستند. آن‌ها ممکن است که به تازگی از یک رابطه معنادار بیرون آمده باشند یا حتی ممکن است بی‌وقفه در رابطه باشند ولی کسی را که واقعا با او سازگار باشند پیدا نکرده اند.

زمانی‌که وقت قرارگذاشتن و ارتباط برقرار کردن می‌رسد، خیلی سخت است که احساس کنید قربانی نیستید. با وجود این‌که دیگران می‌توانند بیرحم باشند، شما صدمه ببینید و این همیشه خطای شما نیست. اما حقیقت این است که ما بیشتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنیم بر تقدیر عاشقانه خودمان تسلط داریم. در سطحی بالاتر ما دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم را خلق می‌کنیم اگرچه که به ندرت در این فرایند هشیار هستیم.

در حقیقت ما می تونیم انتخاب کنیم که تقدیرمان را از چشم یک قربانی ببینیم یا انتخاب کنیم که هدفمند باشیم و زندگی‌مان را تحت کنترل بگیریم. ما از تمرکز کردن بر آن چیزی سود می‌بریم که می‌توانیم تحت کنترل بگیریم نه آن چیزی که تحت کنترل‌مان نیست. ما می‌توانیم از راه‌هایی آگاه بشویم که بر عکس العمل‌های دیگران تاثیر بگذاریم حتی واکنش‌های منفی. بنابراین سوال افراد مجرد که به دنبال عشق هستند این است که :

چالش‌های درونی که لازم است من با آن‌ها رو به رو بشوم چه هستند؟

   ۱- حالت دفاعی

بیشتر مردم در روابط شخصی خود صدمه دیده‌اند. در طول زمان و همراه با تجربه‌های دردناک زندگی ریسک انباشتگی درجات متفاوتی از تلخی‌ها در افراد وجود دارد که این باعث ایجاد حالت تدافعی در آن‌ها می‌شود. این فرآیند خیلی قبل‌تر از شروع روابط‌مان آغاز می‌شود، در دوران کودکی زمانی‌که روابط و موقعیت‌های دردناک باعث می‌شوند ما به دور خودمان دیوار بکشیم و به دیگران اجازه ندهیم که به ما نزدیک شوند و دنیا را از میان فیلتری درک کنیم که می‌تواند به شدت بر زندگی ما به عنوان یک فرد بالغ اثر منفی بگذارد.

این حالت می‌تواند سبب شود که ما به طرز فزایده ایی دچار خود مراقبتی و بسته بودن شویم. ما ممکن هست که در روابط بالغانه‌مان در برابر آسیب‌‌ها به شدت مقاومت کنیم و یا افراد را به راحتی نادیده بگیریم.

برای مثال اگر شما توسط والدین و سرپرستان بی‌دقت یا کسانی که به احساسات شما بی‌توجهی کرده‌اند بزرگ شده ‌باشید پس ممکن است که در مقابل محبت دیگران دچار احساس عدم‌امنیت شوید. ممکن است به افرادی که علاقه خیلی زیادی به شما نشان می‌دهند مشکوک باشید و به‌جای آن به دنبال روابطی باشید که در آن گذشته شما زنده شود. شما ممکن است شریکی را انتخاب کنید که خیلی کناره‌گزینی و دوری می‌کند و دیدن این حالت دفاعی همیشه کار آسانی نیست. در نتیجه ما تلاش می‌کنیم که مجرد بودن خودمان را به دلیل اجبارهای بیرونی ببینیم و نمی‌خواهیم متوجه باشیم که ما به آن اندازه که فکرش را می‌کنیم افراد بازی نیستیم.

    ۲- کشش های ناسالم:

زمانی‌که ما براساس حالت‌های دفاعی خود عمل می‌کنیم گرایش داریم که پارتنرهایی که ایده‌آل نیستند را انتخاب کنیم. ممکن است که با انتخاب شخصی که از لحاظ احساسی دور از دسترس باشد رابطه‌ایی غیر‌دلخواه ایجاد کنیم زیرا این فرآیند کاملا ناخودآگاه است و ما اغلب شریک خود را برای عاقبت شکست خورده رابطه خود سرزنش می‌کنیم. ما گرایش داریم به حس نابودی یا صدمه دیدن به وسیله طرد شدن‌های تکراری بدون این‌که تشخیص بدیم که درحقیقت خود ما به دنبال این الگو هستیم.

چرا این کار را می‌کنیم؟

این دلایل پیچیده و اغلب برپایه ترس‌های نهادینه شده ما از صمیمیت هستند. افراد زیادی هستند که این انگیزه ناهشیارانه را دارند تا روابطی را جستجو کنند که افکار بحرانی آن‌ها را که مدت‌های طولانی در درون خود داشته‌اند تقویت و جنبه‌های منفی کودکی آن‌ها را بازسازی کند. این شاید ناخوشایند باشد اما ترک کردن الگوهای قدیمی می‌توانند سبب شوند که ما دچار اضطراب‌ها و درد و رنج‌های شدید شویم و در نتیجه ما را به طرز عجیبی دچار احساس غریبی و تنهایی در محیط عاشقانه می‌کند.

ترس ما از این تصور که خودمان را در شرایط مثبت و مورد علاقه ببینیم به طور متناقصی باعث می‌شود که ما دچار احساس عدم راحتی شویم و ممکن باعث افکار خودتخریبانه‌ایی مثل “تو فکر کردی کی هستی؟ تو آنقدر که فکر می‌کنی مهم نیستی.” بشود. و این ترس‌ها سبب نگه داشتن ما در کنار افرادی می‌شود که از لحاظ احساسی دور از دسترس هستند. چون آنها تصورات منفی ما را از خودمان که با آن‌ها احساس راحتی و آشنایی داریم تقویت می‌کند ولو این‌که بسیار دردناک هستند.

ادامه دارد…

 

منبع:

https://www.psychologytoday.com

شادی فرامرزی نیا

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*