ناامیدی که از بین نمی‌رود و راه‌های مقابله با آن

مقابله با ناامیدی

نکات کلیدی

  • هر زندگی در نهایت تحت تأثیر تراژدی قرار می گیرد. هیچ کس از رنج هایی مانند بیماری یا از دست دادن یک عزیز یا زندگی در شرایط غیرمتعارف محیطی معاف نیست.
  • راههای کاهش ناامیدی عبارتند از: به جای پنهان کردن ، اجتناب از مثبت بودن سمی و جستجو برای معاشرت با افراد مشابه.
  • ناامیدی می تواند درک عمیق تری از رنج دیگران ایجاد کند.

هیچ راه حل سریعی برای رنج‌های اجتناب ناپذیر زندگی وجود ندارد.

هنگامی که تحت فشار ناامیدی هستید ،انجام کارهای ساده برایتان دلهره‌آور است. بلند شدن از رختخواب، دوش گرفتن یا خروج از خانه نیاز به تلاش فکری دارد. زندگی با ناامیدی به این معناست که هر روز صبح با سنگینی روی سینه خود و احساس خستگی فارغ از اینکه چند ساعت خوابیده اید از خواب بیدار شوید.

شاید مشکلاتی که با آن روبرو هستید غیرقابل حل به نظر برسند، مانند اوضاع بد اقتصادی، بیماری‌های مزمن یا غم از دست دادن یکی از عزیزان. چنین شرایط دلهره آوری می‌تواند ناامیدی را به شیوه‌ای از زندگی تبدیل کند. این قابل درک است که بسیاری از مردم برای اینکه  از شرایط غیرقابل تحمل ناشی از ناامیدی خلاصی پیدا کنند، برای تسکین به مواد مخدر الکل،قمار، روابط جنسی ( جهت تخلیه انرژی های منفی) روی می‌آورند . متأسفانه وقتی هوشیار می‌شوند و مدتی از این تسکین‌های کوتاه‌مدت میگذرد، متوجه می‌شوند که مشکلاتی که از آنها فرار کرده اند حتی بدتر شده است.

وقتی ناامیدی برطرف نمی‌شود چه می‌کنید؟

به تازگی تشخیص داده شده است که یکی از اعضای خانواده عزیزم یک بیماری لاعلاج دارد. شوک ناشی از آن من را زمینگیر کرد. قابل تصور نبود. هر چقدر تلاش کردم، باورم نمی‌شد. چگونه کسی که من اینقدر عاشقانه دوستش دارم چنین تشخیص لعنتی را برای او داده‌اند؟

من از دنیا دست کشیدم، صحبت با دوستان و خانواده را متوقف کردم. من حتی به بودایی‌های همکارم پشت کردم ، که بی وقفه تماس می‌گرفتند و سعی می‌کردند مرا به امیدواری و بردباری تشویق کنند. احساس می‌کردم قسمتی از قلبم ترک خورده و افتاده و زخمی تازه و در معرض دید برایم باقی مانده است که هرگز التیام نمی‌یابد.

“چرا این اتفاق می‌افتد؟” من تعجب کردم. “من آدم خوبی هستم. آیا من نباید از چنین بدبختی در امان بمانم؟ ”

مبارزه با ناامیدی

با گذشت زمان ، با شروع ارتباط با دیگران که با سختی های مشابه روبرو بودند ، مجبور شدم یک واقعیت تلخ را تشخیص دهم: سرانجام هر زندگی با یک تراژدی مواجه می‌شود. دردناک ترین تراژدی‌های زندگی در غیرمتنظره‌ ترین زمان، به شکل بیرحمانه‌ای اتفاق می‌افتند

پس از یک دوره طولانی روانسنجی و شناختی، من دیگر نپرسیدم “چرا من؟” و ذهن من شروع کرد به پرسیدن این سوال که “چرا من نه؟” آیا واقعاً فکر می‌کردم که از سختی‌های این جهان معاف خواهم شد؟ آیا این خودشیفتگی بود که من را به این باور رساند که خانواده ام در امان هستند در حالی که خانواده‌های دیگر چنین نخواهند بود؟ باید خیلی بی‌پروا باشم که فکر کنم خانواده‌های دیگر باید رنج ببرند در حالی که خانواده من یک استثنا خواهند بود.

با گذشت زمان، رشدی که در سایه ناامیدی ایجاد می‌شود شروع به تحقق یافت: همدلی و درک عمیق‌تر برای رنج دیگران. من این توهم را پشت سر گذاشتم که همه ما از آسیب در امان هستیم. در واقع همه ما به یک اندازه آسیب پذیر هستیم و با تصدیق این آسیب‌پذیری، ما عمیق‌ترین بخش های انسانیت خود را کشف می‌کنیم.

زندگی با ناامیدی

ای کاش می‌توانستم بگویم ناامیدی را که احساس می‌کردم برطرف کردم. اما حقیقت این است که من مجبور شدم زندگی با آن را یاد بگیرم. زمانی که من یک درمانگر جوان و کم‌تجربه بودم، فکر می‌کردم برای هر معضلی راه حلی وجود دارد. حالا فهمیدم چقدر ساده‌لوح بودم. هیچ پایان خوشی برای همیشه دوام ندارد.

ناامیدی عمیق دارای کیفیت شوم و مجازات کننده‌ای است. بازیابی جایگاه خود به این معنی است که باید با وحشی‌ترین شیاطین خود به نبرد بروید. اگرچه ممکن است نتوانید مشکلاتی را که با آن روبرو هستید برطرف کنید، اما در اینجا چند ابزار برای تضعیف چنگال ناامیدی بر قلب شما آورده شده است.

۵ راه مقابله با ناامیدی

این نکات ناامیدی را برطرف نمی‌کند ، اما می‌تواند لبه تیز آن را از بین ببرد و فضایی را برای درمان محیا کند.

۱-  همراه ناامیدی پیاده‌روی کنید.

یک بار در روز ، تمام تلاش خود را بکنید تا برای تنفس هوای تازه از خانه خارج شوید. یک پیاده روی سریع متابولیسم و اندورفین شما را افزایش می‌دهد و فضایی که برای بازسازی و استراحت و تمرکز، مورد نیاز ذهن و روح شماست برایتان فراهم می کند. رفع تنش و به دست آوردن مقداری ویتامین D نیز می‌تواند تا حدی تسکین‌دهنده باشد.

۲- کلمات غم‌انگیز خود را بیان کنید.

همیشه وقتی کلمات غم و اندوه را پیدا نمی‌کنم، به شاعران و نویسندگان روی می‌آورم که در تسخیر احساسات گریزان استاد هستند. یافتن کلماتی برای بیان ناامیدی شما، باعث راحتی و آرامشتان می‌شود. همانطور که شکسپیر در مکبث نوشت : «کلمات غم‌انگیز را بیان کنید. اندوهی که از آن صحبت نشود، قلب را فرسوده می‌کند و می‌شکند. ”

۳- به حس ناامیدی خود احترام بگذارید.

لطفا انکار نکنید. آن را کنار نزنید. وقتی ناامیدی خود را تصدیق کنید، از قدرت تسلط آن بر خودتان می‌کاهید.

به عنوان مثال، دوست پرتلاشم به من گفت: “امروز یک روز سیاه برای من است. فکر می‌کنم باید تنها باشم. ” من منظور او را فهمیدم و خوشحال بودم که او احساسات واقعی خود را با من به اشتراک می‌گذارد تا اینکه احساس بهتری داشته باشد. وقتی او به ناامیدی خود احترام گذاشت، پس من نیز می‌توانستم.

۴- به دنبال معاشرت باشید.

انزوا به ناامیدی دامن می‌زند. به دنبال افراد و تشکل‌هایی باشید که به واسطه آنها بتوانید تجربه خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید. تشکل‌هایی مذهبی یا گروه های حمایتی که به شما فرصتی برای ارتباط با دیگران را می‌دهند. همانطور که نیچیرن دیشونین، اصلاح طلب بودایی، می‌نویسد: “اگر افراد حامی شخص ضعیف انسان‌هایی قوی باشند، او دچار لغزش نمی‌شود، اما فردی که شخصیت قوی دارد ،در تنهایی، ممکن است در مسیری ناهموار قرار گیرد.”

۵- از مثبت بودن سمی اجتناب کنید.

یکی از بیمارانم در جلسه هفتگی خود موردی را با من در میان گذاشت که یکی از دوستانش با خوشحالی به او گفته است: “نگران نباش، همه چیز خود به خود حل می‌شود.” ممکن است این کلمات آرامش بخش به نظر برسند اما اثر معکوس داشتند. بیمار من می‌گفت: “می‌دانم منظور دوستم خوب بود ، اما احساس می‌کردم که دلم می‌خواهد مشت محکمی به صورتش بکوبم.”

بیماری مزمن او به خودی خود برطرف نمی‌شد. چنین عباراتی مانند “همه چیز به دلیلی اتفاق می افتد” برای کسانی که واقعاً رنج می برند هیچ کارایی ندارد. ممکن است بتوان با نگرش مثبت به ویرانگرترین مشکلات زندگی کمک کرد ، اما نمی‌توان تنها با این روش آنها را حل کرد و ریشه ای درمان کرد. وقتی با اندوهی غیرقابل حل روبرو هستید، مثبت بودن سمی دیگران باعث می‌شود شما احساس کنید که آنها به شما توهین کرده‌اند و درکی از شرایط شما ندارند.

در پایان بگویم  که شما می توانید پرواز با بالهای زخمی را بیاموزید. ناامیدی ممکن است باد را از شما دور کند، اما وقتی آن را در آغوش گرفته و به طور موثر مدیریتش کنید، می‌تواند شما را به ارتفاعات بیشتری نیز برساند.

منبع: www.psychologytoday.com

Leili Zohourian

بگذار اعمالت به جای تو سخن بگویند

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*