چهارشنبه های الهام بخش (قسمت دوم) : مدل خانواده درونی را بیشتر بشناسیم!

خب تو مقاله قبلی، براتون کمی از مدل جدید خانواده درونی گفتم و گفتم که اگه هنوز کودک درونتون رو پیدا نکردید، حالا مثل حاچ زنبور عسل باید بیفتید دنبال یه خانواده درونتون!!!

یک مثال رو هم با هم دیدیم که  درمورد پرخاشگری علی بود ، که نمی تونست در شرایطی خشم اش رو کنترل کنه و به همین دلیل، داشت به رابطه زناشویی اش ضربه میزد.

دفعه قبل پرسیدم علی چه کمکی به خودش می توانه بکنه؟

جواب، طبق مدل خانواده درونی ، ساده میرسه:

علی باید برای خودش کمی وقت بگذارد و این جزء  عصبانی  روانش و بچه شرمگین اش را که این جز روانی، از آن محافظت میکند را پیدا کند و بشناسد.

یعنی اینکه علی یک جز دارد به اسم علی عصبانی که در واقع نقش محافظتی دارند. از چه محافظت میکنند ؟ ازینکه علی ، جز کودک شرمگین اش را حس نکند. پس چه کار میکند؟ با خشم و عصبانیت و فریاد زدن، نمیگذارند علی کوچک شرمنده بیدار شود.

بعد از اینکار، او می تواند احتمالا کل سیستم حاکم روانش را تغییر دهد و در چنین شرایطی این چنین عصبی نشود.

 

من سعی دارم در این سلسله مقاله شما را با این فرایند درمانی آشنا کنم.

بگذارید مثال دیگری برایتان بزنم:

بعضی وقتها الهام متوجه میشود که ، روز سختی داشته. سر کار، اوضاع خوب  پیش نمی رود یا مثلا اعضای خانواده اش هم مریض میشوند. از شدت فشار روز بدش ، وقتی به خانه میرسد  می نشیند وتعداد زیادی شیرینی یا یک بسته کامل بیسکوییت میخورد .وقتی او این کارها را انجام میدهد ، ابدا در موردعواقبش فکر نمی کند، اما درست بعد از آن، او حس خیلی بدی از خودش پیدا میکند، ’من می خواستم رژیم بگیرم و با این کارم تمام  رشته هایم را پنبه کردم‘.

در واقع موضوع این بوده که ، وقتی الهام توسط رئیسش مورد انتقاد قرار گرفته، ترس بزرگی را تجربه میکند ، که نکند ، کارش را از دست بدهد ، در صورتیکه در این خصوص ابدا شواهدی وجود ندارد.این ترس در الهام خیلی شدید است چون این رفتار رئیس ، برای الهام،  لایه های ترسناکی از اتفاقات دوران کودکی اش را، تداعی میکند. رویداد زمان حاضر، جزء ترسیده ای را در الهام فعال میکند ، که هنوز از سالهای گذشته کودکی اش در او جا مانده. جزء معتاد به خوردن الهام، از این نگران است که الهام با این ترسها احاطه و مغلوب شود. به همین خاطر او را به سمتی میبرد که از پرخوری، به عنوان مسکنی روانی استفاده کند و مانع از آن بشود که احساسات قدیمی را حس کند.

برسیم به نقش و منافعی که این اجزای روانی برای ما ایفا میکنند.

این اجزای روانی مانند نوعی مکانیزم دفاعی عمل میکنند. همچون گلبول های سفید برای جسم، برخی اجزای روانی هم ، نقش سپر دفاعی ما (که بعدها به آنها میرسیم!) را ایفا میکنند. آنها نمی گذارند ما در دردها و رنج های کودکی غرق شویم، اما به روش های عجیب و غریب. یکی داد میزند و تحقیر میکند، یکی پرخوری، و یکی هم کناره گیری از جمع. اینها راه حل های اجزای روانی ما هستند که برای مان نیت خیر دارند اما معمولا ما را به دردسر می اندازند.

و اما سوال من:

به نظر شما ، چرا باید بدانیم که اجزایمان چه نقشی دارند و نییت مثبت دارند یا منفی؟ دانستن نیت اجزایمان چه کمکی به ما میکند؟     

در مقاله بعد،  می خواهم بیشتر در مورد نیت مثبت اجزای روانی مان صحبت کنم.

چهارشنبه های الهام بخش را دنبال کنید!😊

الهام عنبری

اسمم الهام، عاشق دونستن چیزهای جدید هستم. زندگی پر فراز و نشیبی داشتم مثل همه آدمها ولی سعی کردم تمام نشیب های زندگی ام رو اول خوب نگاه کنم و راه عبور ازشون رو در خودم ترمیم کنم. چون فهمیده ام که همه چیز در درون خود ماست. دوست دارم هر روز بیش از پیش به اقیانوس درونم سفر کنم.

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*

    نسترن پاسخ

    الهام جان ،مقاله بسیار جالب و خوبی است. هر چهارشنبه آن را دنبال خواهم کرد.
    متشکرم

      الهام عنبری پاسخ

      نسترن عزیز از حسن توجهت سپاسگذارم ، این دلگرمی ات ، برای من نیرو بخش بود