چهارشنبه های الهام بخش(قسمت پنجم) : آشنایی با اجزای افراطی مان، محافظ و تبعید شده

در مقاله قبل ، خواندیم که بطور کلی دو نوع اجزا افراطی وجود دارند. محافظ و تبعید شده.

۱. محافظین : وظیفه محافظین این است که از ما در مقابل درد محافظت کنند. به همین دلیل آنها تلاش میکنند، که زندگی و روان ما را جوری چینش کنند تا ما همیشه خودمان را در منطقه امن بیابیم و هرگز آسیب ، شرم و ترس را حس نکنیم. 

آنها سعی دارند، ما را در مقابل رویدادهای پر از درد و روابط سختی در زمان حال محافظت کنند، که قادرند دردهایی را در سطح آگاه بیاورند، که از زمان کودکی مان در ما دفن شده اند.

 از آنجاییکه چنین دردهایی می توانند بسیار قدرتمند باشند، به نظر محافظان اینطور می آید که آنها قابل حل نیستند. 

بعضی از محافظین مانع از دردی میشوند، که در روان ما بالا می آید،   به طوریکه ما ابدا چیزی حس نکنیم. 

دیگر محافظین تلاش میکنند، شرایط خارجی ما را جوری شکل دهند، که انگار اتفاقی نیفتاده است، و شرایطی که در اثر درد به وجود می آید را حذف کنند. و بعضی هر دو کار را می کنند.

 محافظین ، اجزایی هستند که ما معمولا وقتی، در حال جستجوی درون خود هستیم، ابتدا با آنها مواجه می شویم، چون آنها به بهترین وجه، در سطح آگاهی روزمره مان قابل دسترسی هستند.

اگرچه محافظین آشکارا به زندگی فعلی مان تطبیق دارند، اکثرا به شدت از رویدادهای برگرفته از کودکی مان تاثیر می گیرند. از زمانهای دور در ما ، ترس هایی بر انگیخته میشوند، مانند ترک شدن، فریب داده شدن، قضاوت شدن یا مورد سو استفاده قرار گرفتن. 

برای محافظین روشن نیست که ما دیگر بچه نیستیم.آنها متوجه نمی شوند که ما در این بین، قدرت و منابع در اختیار داریم و معمولا در خطر نیستیم، همانطور که پیشتر در کودکی بودیم. به همین دلیل آنها سعی دارند، از هر موقعیتی که شبیه تجربه کودکی مان است اجتناب کنند. 

محافظین طیف بزرگی از استراتژی ها را کنار هم قرار میدهند. بطور مثال، نویسنده کتاب می گوید: من جزیی دارم که احساساتم را حبس میکند تا بطور افراطی عاقلانه رفتار کند. یک جز دیگر من مرا سنگدل میکند تا از آسیب پذیری و اندوه جلوگیری کند.

 اجزا روانی بعضی از افراد تلاش بر انکار دارند و جوری رفتار میکنند که انگار همه چیز رو به راه است ، اگر چه شرایط، عادی  نیست. احتمالا آنها جزیی دارند که احساساتشان را روی سایرآدمها فرافکنی میکنند، تا خودشان را حس نکنند. در روانشناسی سنتی چنین محافظانی به عنوان مکانیزم دفاعی نامیده میشوند.

۲. تتبعید شده ها:  اجزا کودکی هستند که از دردی از زمان گذشته رنج می برند. در حالیکه محافظین سعی دارند ما را از حس دردها محافظت کنند، تبعید شده ها ، اجزایی هستند که درد را حس میکنند. آنها دلیل این هستند که محافظین میخواهند از ما محافظت کنند. نکته مهم این است که تبعید شده ها در ناخودآگاه ما پنهان شده اند.

تبعید شده ها اغلب در یک برهه زمانی از کودکی مان ، اغلب در سن خاصی، پنهان شده اند. آنها دو ، چهار یا هفت ساله اند، و در موقعیتهای درهر زمان از زندگی مان وجود دارند. در این برهه زمانی آنها یخ زده اند، چون در آن زمان ،اتفاقی رخ داده است که سخت یا هولناک بوده و ما منابع درونی یا حمایت بیرونی نداشتیم تا با آن کنار بیاییم. به همین دلیل آنها بر ما غلبه کرده اند و ما نتوانسته ایم آنها را پردازش یا هضم کنیم. اغلب یک (اما معمولا بیش از یک)تبعید شده وجود دارد که این تجربیات دردناک را تجربه کرده و در آنها گیرافتاده است.

بگذارید یک مثال از یک تروما بزنیم. مریم، یک تبعید شده دارد که در در سن سه سالگی پنهان شده.یک روز، پدرش کنترلش را از دست میدهد و او را چند مرتبه کتک میزند، که برای بچه سه ساله وحشتناک و طاقت فرسا بوده است. او ارتباط اش با مادرش انقدر قوی نبوده تا برای این مشکل کمک بگیرد. در حقیقت کسی آنجا نبوده است که او بتواند به او رجوع کند. به همین دلیل این حادثه پردازش نشد و جز روانی مریم که ضرب و شتم را تجربه کرد، در یک برهه زمانی گیر میکند که حسی پر از ترس و ضعف میکند. وقتی مریم در زمان حال به عنوان یک بزرگسال، با این جز تبعید شده ارتباط برقرار کرد، این ماجرا را مانند یک بچه سه ساله دید و مانند یک بچه سه ساله ترسید. او خودش را مخفی کرد و ناله کنان به دنبال کمک میگشت.

تمرین

به دو محافظ تان بیناندیشید.سپس تمام پاسخهایتان را به سوالهای زیر یادداشت کنید:

، وقتی که به شما کمک میکند تا زندگی تان را شکل بدهد و با دنیا کنار بیاید چه نقشهایی بازی میکند؟

چه رابطه ای با دیگر مردم دارد؟

چگونه در مقابل درد محافظت میکند؟

چه نیت مثبتی برایتان دارد؟

از چه چیزی تلاش دارد که محافظت کند؟

نگران نباشید اگر جوابی برای سوال های بالا نداشته باشید. پیشتر که برویم متوجه تمام سوالات میشوید.

با من ، در چهارشنبه های الهام بخش ،همراه باشید.

 

منبع : کتاب innere Welt verstehen , Jay Early

برگردان از متن آلمانی

الهام عنبری

اسمم الهام، عاشق دونستن چیزهای جدید هستم. زندگی پر فراز و نشیبی داشتم مثل همه آدمها ولی سعی کردم تمام نشیب های زندگی ام رو اول خوب نگاه کنم و راه عبور ازشون رو در خودم ترمیم کنم. چون فهمیده ام که همه چیز در درون خود ماست. دوست دارم هر روز بیش از پیش به اقیانوس درونم سفر کنم.

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*