چرا احساس تنهایی میکنیم ؟

چرا احساس تنهایی میکنیم

تنهایی یک احساس فراگیر در سراسر جهان است که اکثر افراد دچار آن میشوند. دلیل اینکه چرا احساس تنهایی میکنیم با توجه به شرایط هرکس متفاوت است. به عنوان مثال ، یک کودک تنها که در مدرسه برای پیدا کردن دوست تلاش می کند ، نیازهای متفاوتی نسبت به یک بزرگسال تنها دارد که همسرش اخیراً فوت کرده است. برای درک این احساس باید منظور دقیق ما از اصطلاح “تنهایی” و همچنین دلایل مختلف آن ، پیامدهای آن بر روی سلامت روحی و جسمی ما ، علائم و درمان های بالقوه آن مورد بررسی قرار گیرد.

تعریف تنهایی

تصور رایجی که از احساس تنهایی وجود دارد این است که شخص با افراد دیگر در ارتباط نباشد یا ارتباطات محدودی داشته باشد . اما تنهایی در واقع یک حالت ذهنی است. از نظر متخصصان تنهایی لزوماً به معنی ارتباط نداشتن با افراد نیست. در واقع، احساس تنها بودن ارتباط چندانی با تعداد دوستانتان ندارد .

به نظر می رسد دلیل اصلی اینکه چرا احساس تنهایی میکنیم این باشد که با درونمان ، دیگران ، دنیا و زندگی ارتباط معناداری برقرار نکرده ایم. در حقیقت احساس تنهایی به مدت زمانی که تنها می گذرانیم بستگی ندارد ، بلکه با توجه به احساسی تعریف می شود که نسبت به لحظات تنها شدن با خودمان داریم .

افرادی که احساس تنهایی می کنند ممکن است به ندرت با مردم ارتباط برقرار کنند و یا توسط افراد و دوستانشان احاطه شده  باشند اما تاثیری در احوالات روحی آنها نداشته باشد.به طور کلی ، کسانی که احساس تنهایی می کنند در واقع بیشتر از کسانی که  ارتباطات بیشتری دارند تنها نیستند

 

 چرا احساس تنهایی میکنیم ؟

ما میتوانیم بدترین دشمن خودمان باشیم

جان کاچیوپو تنهایی را چنین تعریف می کند: ” فاصله بین انتظاراتی که شما از روابط اجتماعی خود در ذهنتان دارید و چیزی که در واقعیت در روابط شما اتفاق می افتد .”اینجاست که منتقد درونی یا همان والد سرزنشگر ما را با فهرستی از افکار منفی نسبت به خودمان رو به رو میکند و مارا لایق روابط مورد انتظارمان نمی داند.  الگوی فکری طرد شدگی توسط والد سرزشگر ایجاد می شود و ریشه در کودکی ما دارد.  احساس تنهایی یا احساس محروم بودن از محبت در بزرگسالی، به دلیل برآورده نشدن کافی نیاز به محبت یا بیش از حد برآورده شدن این نیاز اساسی در کودکی است.

والد سرزنشگر دشمنی درونی و عامل ایجاد فرایندهای فکری خود تخریبی است و ما را ترغیب می کند که از دیگران اجتناب کنیم. تنهایی نیز باعث می شود که احساس کنیم که از سمت دیگران طرد شده ایم و این خود عاملی می شود که با افکارمان تنها مانده و بدترین دشمن خودمان شویم . در نتیجه در چرخه معیوبی گرفتار می شویم که خارج شدن از آن نیاز به رابطه بهتر با خود حقیقی و شناخت اجزای درونی شخصیت مان دارد

اغلب تصور می شودکه افراد به دلیل مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند از دیگران فاصله میگیرند. در حقیقت ، تحقیقات جدید نشان می دهد که افراد تنها مهارتهای اجتماعی کافی را دارند . با این حال زمانی که مهارت های آنها سنجیده می شود احساس اضطراب یا ترس از شکست می کنند. در حقیقت ، باورهای محدودکننده یا صدای منتقد درونی ، در توانایی های اجتماعی طبیعی آنها تداخل ایجاد می کند و این خود عاملی است که باعث میشود این افراد از عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی برخوردار باشند .

 

عوامل محیطی و خانوادگی

متغیرهای موقعیتی مانند انزوای جسمی، مهاجرت و عوامل خانوادگی مانند فوت یا طلاق والدین در کودکی و مرگ یکی از بستگان نزدیک، خانواده پر جمعیت و فقر ،والدین سرد و بی محبت ،والدین دعوایی و والدین تنها….  در ایجاد احساس تنهایی و انزوا تاثیرگذار هستند. احساس تنهایی مزمن می تواند نشانه ای از یک اختلال روانشناختی مانند افسردگی باشد که نیاز به مشاوره و درمان دارد.

تنهایی می تواند مسری باشد

یک مطالعه نشان می دهد که تنهایی در واقع مسری است. در یک مطالعه ۱۰ ساله ، محققان نحوه گسترش تنهایی در شبکه های اجتماعی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که افراد نزدیک به فردی که تنهائی را تجربه می کند نیز ۵۲٪ بیشتر احتمال دارد که تنها شوند.

وراثت

به گفته جان کاچیوپو ، “تنهایی حدودا ۵۰٪ وراثت پذیر است ، اما این بدان معنا نیست که احساس تنهایی توسط ژن ها ایجاد می شود. آنچه که به نظر می رسد وراثتی باشد ، شدت دردی است که هنگام انزوای اجتماعی در فرد احساس می شود.  در واقع افراد بسته به ژن هایشان ، از احساس تنهایی رنج بیشتری می برند یا خود را بیشتر تنها می دانند.

آیا احساس تنهایی می تواند خطرناک باشد

اگرچه لحظاتی که افراد احساس تنهایی میکنند زیاد است و ممکن است گذرا باشد، اما اگر تنهایی مزمن شود می تواند تأثیرات مضری بر سلامت جسمی و روانی فرد داشته باشد. اثرات تنهایی طولانی مدت بر سلامت جسمانی افراد شامل کاهش کیفیت خواب ، تضعیف سلامت و حتی افزایش مرگ و میر است. در حالی که تأثیرات آن بر سلامت روان فرد شامل افسردگی ، ترس ، یادآوری اشتباهات گذشته و تمرکز بر طرد شدگی (که صدای منتقد درونی را تداوم می بخشد) است

مطالعات نشان می دهد که مغز فردی که احساس تنهایی می کند از لحاظ ساختاری و بیوشیمیایی با دیگر افراد متفاوت است. در مغز این افراد ،پاسخ عصبی به وقایع و تصاویر مثبت سرکوب می شود و جهان را از طریق فیلترهای بدبینانه درک می کنند . وقتی احساس تنهایی میکنیم به احتمال زیاد همه چیز را ناامیدانه می بینیم. ممکن است احساس کنیم دنیای اطراف ما تهدیدکننده است و یا رویارویی با زندگی از عهده ما خارج است. این امر باعث می شود که نتوانیم انرژی و شجاعت لازم  رابرای تغییرات مثبت در خود ایجاد کنیم .

نتیجه گیری

در این مقاله صرفا به تعریف تنهایی و اینکه چرا احساس تنهایی میکنیم پرداختیم . رویکرد علم روانشناسی بر شناخت و سپس درمان استوار است . تا زمانی که اطلاعات کافی از ریشه های پیدایش یک مسئله را نداشته باشیم، نمیتوانیم راهکارهای حل مشکل را پیدا کنیم . هنگامی که بدانید همه افراد دچار این احساس هستند و دلایل وجود این حس را در درون خود شناسایی کنید راه های پذیرش و غلبه بر تنهایی را پیدا میکنید .

تنها بودن به این معنی نیست که باید احساس تنهایی کنید. و احساس تنهایی به این معنی نیست که شما باید این احساس را به صورت نامحدود داشته باشید. همه احساسات با توجه به آنچه که فکر میکنید و انجام می دهید ، گذرا هستند . اگر همیشه با خودتان در صلح و آرامش و دوستی باشید هیچگاه احساس تنهایی نخواهید کرد . این به خود شما بستگی دارد ……

 منابع:

https://www.verywellmind.com

https://www.psychalive.org

https://www.psychologytoday.com

Leili Zohourian

بگذار اعمالت به جای تو سخن بگویند

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*