دیگی که برای من نجوشه…

شده نسبت به دور و اطرافیانتون احساس غربت کنین؟ حس کنین انگار آدما یه جورایی عوض شدن.. مثل مزه ها یا خوشیا یا هرچیزی که قبلا احساس قرابت داشتین نسبت بهشون. بعد ممکنه یهو بترسین که نکنه منم عوض بشم یا مسخ بشم؟!😳
.
نکته ی تاسف بار قضیه اینه که ما از مسخ خودمون با خبر نمی شیم یه وقتایی!(مثل اون قورباغه که انداختنش تو آب و کم کمک گرمش کردن تا پخت بیچاره)🙁 و وقتی هم اگه کسی چیزی بگه* در نقد ما* ممکنه گارد بگیریمو طرف رو نابود کنیم!
اما پیشگیریش امکان پذیره! .
تو این هفته من با سه تا دزدی تو روز روشن برخورد کردم! از همین مدل کیف قاپی و موبایل قاپی و دزدی چرخ ماشین!! اونم تو محله های خوب تهران که به ظاهر امنه و مردمش متمدنن! اگه تا الانم سمت خبرای بد نمی رفتم که اعصابم خورد نشه؛ دیگه خبرای بد اومد سمتمو خودم دیدمشون و حس کردم باید نگاهمو یکم واقع بینانه تر کنم! (یکیش جلوی چشم لیلا اتفاق افتاد دم در خونمون😱)
.
کاری به نا امن شدن جامعه و خراب شدن خیلی از اخلاق های اطرافیانم ندارم… تو اکثر پیجا دارن راجع بهش صحبت می کنن و تکرار مکرراته. تو این فکر رفتم که چطور می شه وسط رودخونه بود و خیس نشد؟ چیکار می شه کرد که بعد از گذشت یه مدت که جامعه و دوستات و نزدیک ترین اطرافیانت از نظر دیدگاه های فکری و اخلاقی رو به زوال و انحطاط رفتند من و ما بتونیم اصول اخلاقی و انسانیمون رو کماکان حفظ کنیم؟ شدنیه یا نه اصلا؟
مثلا ممکنه چند سال دیگه من کلی توجیه بیارم برای بعضی از رفتارها و اخلاق های اشتباهم و با وجدان راحت بعضی کارها رو مرتکب بشم!!
.
یه مثال بزنم👇
.
* به طرف می گم چرا به فلانی گفتی مرتیکه ی کچل!! این یه جور تحقیره. می گه مگه تو خودت یا اطرافیانت کچلید که بهت برخورد؟!🙄* سکوت می کنم… این مدل دیدگاه یعنی فقط مراقبم احیانا به خودم یا نزدیکانم ضربه ای نخوره و الباقی به درک!! اگه همه اینجوری فکر کنن چه اتفاقی میفته؟؟😶 اصلا تو این مدل فکری اخلاق کجا قرار می گیره؟؟*
.
ترسناکه نه؟؟
بجای فرار از این مدل فکر کردن بنظرم باید بهش فکر کرد تا بشه جلوی این فاجعه رو بگیریم! .
منتظر نظرات موافق و مخالف و پیشنهادا و راهکاراتون هستم.

هاجر یادگاری

    قوانین ارسال دیدگاه

    • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
    دیدگاه‌ها

    *
    *