کتابخانه انسانی

وقتی می خواستم دوره‌ی مدیریت پروژه رو ثبت نام کنم هیچ دیدی نداشتم که قراره چی بشه و چه فایده‌ای برام داشته باشه. با وجود کلی کار و تعهد که برداشته بودم تقریبا وقتی برای این دوره‌ی سنگین نمی‌دیدم و هزینه‌شم که سنگین بود!
فقط می‌دونستم که می‌خوام ریسک کنم تا جنبه‌هایی جدید از خودمو بشناسم و فقط تو این بستر بود که خوب هُل داده می‌شدم‌ بهرحال‌‌ …رفتم!
پروژه‌ی کتابخانه انسانی با هدف ابراز خود در یک بستر امن و دور از قضاوت انقدر با ذهن و دلم همخوان شد که تا چشم باز کردم، خودمو وسط اون کار دیدمو یهو کلی دوست و همراه پر انرژی اومدن و آستین بالا زدنو رفتیم تو دل یه ماجرای جذاب و پر هیجان😍 اما هدف از این کار برگزاری پروژه نبود! بازیِ زندگی ما بود که این وسط داشت به چالش کشیده می‌شد تا بودن دیگه‌ای از خودمون رو به نمایش بذاریم!
من خودم اصلا باورم نمی‌شه این کارو مدیریت کرده باشم و خیلی از بچه‌های تیم هم بودن جدیدشون شگفت زده شون کرد و باور کردیم موانع فقط تو ذهن ماست و یه داستانه! واقعیتو باید زندگی کرد!!

.

پ.ن۱: ممنونم از زهرای عزیز 😍 که متعهدانه پای این کار ایستاد و علی رغم مشغله های شدیدش این کلیپ حرفه‌ای و جذاب رو خیلی سریع تحویل من داد.
@z.jl72
پ.ن۲: ممنونم از همه‌ی دوستان کتابخانه انسانی که با پرواز غاز گونه و یک‌دستشون اوج کارایی و همدلی رو به نمایش گذاشتند.
.
پ.ن: ممنون از مربی گروهم آقا حسام عزیز و بچه های حامی گروهمون😍 و همین طور دوست بسیار عزیز محمد موسوی که این مجموعه دوره ها رو به من معرفی کرد🙏
.

هاجر یادگاری

    قوانین ارسال دیدگاه

    • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
    دیدگاه‌ها

    *
    *

      Ati.sh پاسخ

      واقعا سپاس که شروع کننده ی

        هاجر یادگاری پاسخ

        ممنونم از حمایت هات عطیه جان

      فاطمه مهرعلی پاسخ

      عالیه

      فاطمه مهرعلی پاسخ

      عالیه

        هاجر یادگاری پاسخ

        سپاس