فقط ۵ درصد باسوادید اگر دکترا دارید!

اگرچه در حال حاضر در کشور ما معمول این است که فقط به افرادی که می توانند بخوانند و بنویسند افرادی «باسواد» می گویند و در حالت بسیار رسمی افرادی که مدرک دارند را «باسواد» تلقی می کنند؛ مدت هاست تعریف بین المللی سواد به روز شده و تفاوت های زیادی کرده است که لازمه ی فردی است که به دنبال ارتقاء و رشد و پیدا کردن کار در سطح بین المللی است. در عین حال، این تفاوت در حدی هست که با توجه به پیشرفت و به روز شدن همه ی امور در کل دنیا، چرخ های زندگی کسانی را که صرفا به اولین تعریف از سواد بسنده کرده اند کُند سازد. چنانچه ما نخواهیم چرخ زندگی مان پنچر شود و دچار عقب گرد یا ایزوله شدن شویم؛ لازم است در اولین مرحله از تعریف بین المللی و به روز «سواد» آگاه باشیم.

در این مقاله شما می توانید قدم به قدم با تعاریف مختلف سواد طی سال های اخیر آگاه شوید و سواد خودتان را محک بزنید.

الف. توانایی خواندن و نوشتن

اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشت.(تعریفی که در حال حاضر در کشور ما به آن بسنده و حتی افتخار می شود)

ب. توانایی کارکردن با رایانه و مهارت دانستن یک زبان خارجی

در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی بود. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته  می شد. طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب می شوند، چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است. لازم به ذکر است زبان خارجی بین المملی در سطح علمی زبان انگلیسی محسوب می شود. اما افراد انگلیسی زبان برای زبان خارجی خود زبان فرانسه را معمولا انتخاب می کنند.

ج. برخورداری از دوازده نوع سواد

سازمان ملل متحد در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم، کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که اگر فردی از همه ی آنها برخوردار بود، می توان گفت او باسواد است. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، فقط حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :

* سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان

* سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط شایسته با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.

* سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.

* سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.

* سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.

* سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.

* سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره بدن سالم، تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.

* سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و بدون نگاه تبعیض آمیز.

* سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست

* سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.

* سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.

* سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

از آن جا که با سواد بودن منوط به یادگیری این مهارت ها شد، سیستم آموزشی در خیلی از کشورها متناسب با تعریف جدید سواد، تغییر رویه داد. متاسفانه سیستم آموزشی ایران، هنوز هیچ تغییر مؤثری در زمینه آموزش دوازده مهارت فوق نداشته است.

«یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است، زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. بلکه اگر مهارت ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شخصی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.

با این تعاریف ما چقدر با سوادیم؟

هاجر یادگاری(کارشناس ارشد مشاوره)

هاجر یادگاری

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
دیدگاه‌ها

*
*